دکتر نصیر نواب محقق شرکت Simens آلمان

Prof. Dr. Nassir Navab

 

 

Professor (Ordinarius)

e-mail:

navab@cs.tum.edu

phone (office):

+49 (89) 289-17057

phone (secretary):

+49 (89) 289-17058

fax:

+49 (89) 289-17059

room:

MI 03.13.054

address:

Institut für Informatik I16
Technische Universität München,
Boltzmannstr. 3,
85748 Garching bei München,
Germany

ادامه نوشته

جاي خالي سينماي ايران در آلمان

در حالي جشنواره‌ي فيلم برلين از 19 بهمن ماه آغاز مي‌شود كه سينماي ايران هيچ فيلمي در بخش اصلي و رقابتي آن ندارد و تنها نماينده‌ي سينماي ايران نيكي كريمي بازيگر و كارگردان سينماي ايران است كه به عنوان داور بخش مسابقه‌ي فيلمهاي اول و دوم در اين جشنواره حضور دارد.

به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، اين درحالي است كه سال گذشته براي نخستين بار در تاريخ سينماي ايران، شش فيلم از سينماي ايران در بخش هاي مختلف جشنواره‌ي فيلم برلين كه جزو سه جشنواره‌ي مهم دنياست حضور داشت و جعفر پناهي خرس نقره‌اي را براي فيلم آفسايد دريافت كرد.

علاوه بر آفسايد "زمستان است" رفيع پيتز در بخش مسابقه فيلمهاي بلند و فيلمهاي "صبحي ديگر" ساخته ناصر رفاهي و "كارگران مشغول كارند" ساخته ماني حقيقي در بخش "فروم" جشنواره و "به آهستگي" ساخته مازيار ميري در بخش پانوراما وفيلم كوتاه "كمي بالاتر" ساخته ي مهدي جعفري در بخش مسابقه فيلم هاي كوتاه اين جشنواره به نمايش درآمدند.

همچنين همان زمان ديتر كاسليك رييس جشنواره‌ي برلين با اشاره به حضور دو فيلم ايراني در بخش مسابقه اين جشنواره به خبرنگاران گفته بود: از ابتداي برگزاري اين جشنواره تاكنون كمتر سابقه داشته كه دو فيلم به‌صورت همزمان از يك كشور در بخش مسابقه فيلمهاي بلند جشنواره برلين حضور داشته باشند.

رييس جشنواره فيلم برلين، فيلم‌هاي سينماي ايران را كاملا حرفه‌اي و با مضامين اجتماعي واقع‌گرايانه توصيف كرد و سينماي ايران را همسطح با معيارهاي بين‌المللي در جهان دانسته بود.

اما پنجاه و هفتمين دوره‌ي جشنواره‌ي فيلم برلين كه تا 29 بهمن ماه برپا مي‌شود، نمايندگان سينماي ايران طبق پيش بيني‌ها فقط در بازار آن حضور دارند.

به گزارش ايسنا، 22 فيلم در بخش مسابقه‌ي اين دوره برلين به نمايش درمي‌آيد كه در اين ميان 17 فيلم بخش مسابقه جشنواره فيلم برلين نخستين تجربه نمايش جهاني خود را در اين واقعه فرهنگي دارند.

بنا به اعلام ديتر كاسليك رييس جشنواره برين فيلمهاي وقتي يك مرد در جنگل مي‌افتد رايان اسلينگر،

«هالام فو» (ديويد مكنزي) «ديگر» (آريل راتر) ، «گمشده در پكن» (لي نو)، از جمله آثار مطرح حاضر در اين فستيوال هستند.

تعداد ديگري از فيلم‌هاي حاضر در بخش مسابقه جشنواره فيلم برلين عبارتند از: شهر مرزي (گرگوري ناوا) روياي صحرا (ژانگ‌لو)، به تبر دست نزن (ژاك ريوت)، خداحافظ يا فانا (بيل اوگوست)، من يك سايبرگ هستم، اما اشكالي ندارد (پارك جان ووك)، به ياد خودم (ساوريو كاستانرو)، من به پادشاه انگلستان خدمت كردم (يتري)، زندگي به رنگ صورتي (اليور دان)، جاعل (استفان رزاويسكي)، آلماني خوب (استيون سودربرگ)، شبان خوب (رابرت دنيرو)، سالي كه پدر و ماردم به تعطيلات رفتند (كائو‌ هامبرگر)، و ديگر (آريل راتر).

جشنواره فيلم برلين در بخش خارج از مسابقه نيز چهار فيلم را به نمايش مي‌گذارد كه از جمله آنان مي‌توان به «نامه‌هايي ازايووجيما» (كلينت ايستوود) و «راه نورد» (پل شرايدر) اشاره كرد.

اين فستيوال با نمايش فيلم «انجل» (فرانسوا اوزون) در مراسم اختتاميه به كار خود پايان مي‌دهد.

جوانان ایرانى بزرگ‌شده در آلمان و مسئله هویت و زبان مادرى

بیشترین انتقادى كه جوانان ایرانى به‌دنیا آمده و یا بزرگ شده در آلمان با آن روبرو هستند، عدم آشنایى كامل آنها با فرهنگ و ارزشهاى سرزمین مادریشان است. باید گفت كه علاقه مندى آنها به این سرزمین، ارتباط مستقیمى با نوع تربیت آنها در خانواده دارد.

كاوان گاولى / كاوه بهرامى( 24.08.2006 )   

         


خانواده، به عنوان اولین كانون شكل گیرى تفكرات كودكان، نقش مهمى را در انتقال ارزشهاى فرهنگى ایفا مى‌كند. آشنایى و آموزش این فرهنگ از وظایف دیگر خانواده مى‌باشد.  فضاى درون خانه باعث ایجاد این انگیزه و یا بالعكس سبب دورشدن آنها از هویت ملى‌شان مى‌شود.

بر خلاف آنچه كه بسیارى از هموطنان آنها در داخل ایران تصور مى‌كنند، علاقه آنها به آشنا شدن و یادگیرى فرهنگ و ارزش‌هاى ایرانى بسیار زیاد است. دور ماندن آنها از فضاى فرهنگى ایران باعث دو چندان شدن این انگیزه شده است.

اگرچه از تاریخ ایران اطلاع كافى ندارند و یا رقص و موسیقى ایرانى چندان برایشان جالب نیست، ولى موضوعات دیگرى نیز درباره ایران هست، كه آنها از شنیدن و دیدنش لذت می‌برند.  شاید این نكته خود راه حلى براى انتقال موضوعات فرهنگى باشد واین را هم مىتوان از وظایف دیگر خانواده بر شمرد. 

سامى كه ۲۱ سال سن دارد و در ۳ سالگى به همراه خانواده‌اش به آلمان آمده، در این باره می‌گوید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: «ریتم‌هاى تمبكى را دوست ندارم ولى از فیلم‌هاى ایرانى خوشم می‌آید، چون خیلى خنده‌دار است و بعضى وقتها با فامیل تماشا می‌كنیم.»

سامى نیز خود را مانند خیلى از هم سن و سالانش با جامعه آلمان وفق داده و از شرایطى كه دارد ابراز رضایت مىكند. ولى او زادگاهش را هیچ وقت فراموش نمی‌كند. براى او تسلط به زبان مادریش از همه مهمتر است:

«به نظر من زبان فارسى خیلى مهم است و من آن  را خوب بلدم، ما در خانه به زبان فارسى حرف می‌زنیم. براى پدر و مادرم خیلى مهم بود كه من این زبان را یاد بگیرم، پدر و مادرم من را مجبور نكردند، من خودم علاقه داشتم این زبان را یاد بگیرم.»

سامى تنها مورد نیست؛ اكثر هم سن و سالانش به زبان فارسى صحبت می‌كنند، منظور هم را خوب می‌فهمند و حس مشترك جالبى نیز بین آنها وجود دارد.

با وجود اینكه همه از این مسئله خوشحال و راضى هستند، در عین حال هضم بعضى مسائل فرهنگى نیز برایشان دشوار است، دلیل این ناهماهنگى هم، طرز فكر متفاوت آنهاست و یا به خاطر بیگانه بودن آنها با مسائل فرهنگى است.  

البته این مسئله را نباید نادیده گرفت كه علاقه آنها به فارسى حرف زدن خود گام مهمى در جهت آشنایى بیشتر آنها با مسائل فرهنگى است و هر چه والدین اهمیت بیشترى به مسائل فرهنگى می‌دهند، علاقه بچه‌ها نیز بیشتر می‌شود.

سامى در این باره می‌گوید: «مادر وپدرم دوست دارند فرهنگ ایرانى را به ما یاد بدهند، ما جشن‌هایى مثل نوروز را جشن می‌گیریم، سعى می‌كنیم اینها را از پدر و مادرمان یاد بگیریم تا وقتى بزرگ شدیم بتوانیم به بچه‌هایمان یاد بدهیم.»

 

یكى دیگر از جوانان ایرانى احسان است كه ۲۳ سال سن دارد. او می‌گوید كه همیشه با مسائل فرهنگى ایران سرو كار دارد و این هم به علت تلاش پدر و مادر‌ش در جهت معرفى این فرهنگ است:

احسان می‌گوید: «پدر و مادرم می‌خواهند كه ما وطن‌مان را فراموش نكنیم و مناسبت‌هاى ایرانى را جشن بگیریم، ما برنامه‌هاى ایران را تماشا می‌كنیم، جایى كه پدر و مادرم بزرگ شده‌اند، مادرم لباسهاى ایرانى می‌پوشد، بعضى وقتها به من می‌گویند اگر ایران بودى وضع این طور می‌شد. هر چه قدر آدم اینجا بیشتر می‌ماند، بیشتر شبیه این‌ها می‌شود، بعضى‌ها كه این جا به دنیا آمدند، برایشان دیگر مهم نیست، آنها دیگه آلمانى شده‌اند.»

هر سه نفر قصد دارند كه فرهنگ سرزمین مادریشان را، هم از طریق نام گذارى بچه‌ها با اسم‌هاى ایرانى و هم از طریق آموزش زبان فارسى به آنها منتقل كنند.

سامى در این مورد معتقد است: «براى من خیلى مهم است كه بچه‌هایم بتوانند به زبان فارسى حرف بزنند، اگر آنها اینجا به دنیا بیایند و سالها هم اینجا بمانند، باید این زبان را یاد بگیرند. چون من می‌توانم این زبان را به آ نها یاد بدهم، این خیلى مهم است چون در غیر این صورت زبان ما فراموش می‌شود.»

كودكانى كه با یادگیرى هم زمان دو زبان بزرگ می‌شوند، شخصیتى متفاوت ازهم سن و سالان خود پیدا می‌كنند، آشنایى هرچه بیشتر با زبان‌هاى گوناگون دریچه‌هاى جدیدى را به سوى فرهنگ‌هاى ناآشنا باز می‌كند.

گلى كه بیست سال دارد، می‌گوید: «باید بچه‌هاى ما بدونند كه ریشه من و یا مادربزرگ‌شان از كجا می‌آید. بسیارى از خانواده‌هاى ایرانى خود را با فرهنگ آلمانى وفق داده‌اند و اكثر آنها مناسبت‌هایى مانند كریسمس را جشن می‌گیرند.»

فرزندان همین خانواده‌ها معتقدند كه با وجود اینكه اكثر والدین متجدد هستند و طرز فكرى نزدیك به خانواده‌هاى آلمانى دارند، این بمعناى تمایل آنها به فرهنگ و هویت آلمانى نیست.

وقتى در مسافرت‌هاى خارجى از آنها می‌پرسند كه اهل كجا هستید؟ همه آنها بدون درنگ می‌گویند كه ما ایرانى هستیم ولى در آلمان زندگى می‌كنیم. علت این پاسخ نیز تنها زبان آنها و محل تولدشان نیست، بلكه ظاهر آنهاست كه طبیعتا مانند هر ایرانى دیگرى است.

احسان در این باره مى‌گوید: «هر كسى از من می‌پرسد اهل كجا هستى من می‌گویم ایرانى هستم ولى در آلمان زندگى می‌كنم. ما در جام جهانى وقتى تیم ایران به آلمان آمد تازه فهمیدیم كه علاقه‌مان به تیم ایران بیشتر است و آلمان تیم ما نیست.»

ارزشهاى ایرانى در بین ایرانی‌هایى كه در اروپا زندگى می‌كنند از بین نرفته است. هم خانواده سعى در حفظ فرهنگ ایرانى دارند و هم بچه‌ها علاقه مند به فراگیرى آن هستند.

نكته جالب دیگر در این ارتباط این است كه جوانان ایرانى در مقایسه با هم سن و سالان آلمانى خود دیرتر قصد مستقل شدن و ترك خانواده را دارند. این مسئله نیز با یك عامل مهم در ارتباط است‌: علاقه متقابل بچه‌ها و والدین.

از آن گذشته، حس وطن‌پرستى جوانان ایرانى كه در اروپا زندگى می‌كنند كمتر از خویشاوندان و اقوامشان در ایران نیست و اكثر آنها نسبت به موضوعات مربوط به ایران و مشكلات ودغدغه‌هاى مردم كشورشان بى تفاوت نیستند.


 

بر گرفته شده از سایت رادیو آلمان

جذب نخبگان توسط دانشگاه‌هاى آلمان  

علاوه بر بودجه مشخصى كه هر دانشگاه براى جذب دانشجويان دوره‌هاى فوق دكترا در اختيار دارد بسيارى از كارخانه‌ها و شركتهاى بزرگ آلمانى با دانشگاهاى اين كشور همكارى مى‌كنند. مثلاً ”شركت تلكوم“ با همكارى ”بنیاد علوم آلمان“ و ” بنیاد الکساندر فون هومبولت“ با پرداخت سالانه صدوبیست هزار یورو از سه دانشگاه بن، بوخوم و ماربورگ براى جذب نخبگان حمایت مى‌‌کنند.

برنامه اين گروه كه ”مرکز خوش آمد گویی“ نام دارد در سايت اینترنتی هر كدام از اين دانشگاه‌ها به معرفى خدماتى مى‌پردازد كه توسط دانشگاه در اختيار دانشجويان دوره فوق دكترا قرار خواهد گرفت. دانشگاههای آلمان تلاش مى‌کنند با ارائه اين خدمات جایگاه خود را در میان دانشگاههای معتبر دنیا بالاتر برند و محبوبيتشان را افزايش دهند، تلاشى كه تا كنون موفق بوده است. دانشگاههاى اين كشور بعد از آمریکا و انگلستان پرطرفدارترين دانشگاههاى دنيا هستند بخصوص براى فارغ‌التحصيلانى كه قصد دارند در مقاطع بالاتر مانند دوره‌هاى فوق دكترا ادامه تحصيل دهند. سيستم آموزشى دانشگاههای آلمان درصدد است شرايط بهترى براى جذب اين دسته از دانشجويان فراهم كند، دانشجویانى كه جذب مراکز تحقیقاتی دانشگاه مى‌شوند.

زبان رسمى مراكز تحقيقاتى در آلمان انگلیسی است‌، اما دانشگاهها اغلب دوره‌های رایگان آموزش زبان آلمانی برای پژوهشگران خارجی و خانوادهایشان ارائه مى‌دهند. در این میان از هر چهار محقق خارجی‌اى که مقطع فوق دکترا در آلمان مشغول پژوهش است يكی از اروپای میانی و اروپای شرقی آمده است. یلنا سکولیک Jelena Sekulic كه از صربستان آمده در مورد اينكه چرا آلمان را انتخاب کرده مى‌گوید:” بعد از دکترا، می‌خواستم كار تحقیقاتی‌ام را ادامه دهم. توی اینترنت دنبال دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی مى‌گشتم که در همین زمینه کار کنند. برای من کیفیت کار گروه و موسسه از همه چيز مهمتر بود.“

البته غیر از کیفیت کار، بسیاری از این پژوهشگران شرايط زندگى در یک کشور را هم در نظر مى‌گیرند. مریم كاسوموويچ (Merim kasumovic) كه بورسيه ”مرکز آكادمى خارجيان در آلمان“ است و در حال حاضر در مركز تحقيقاتى دانشگاه ماربورگ مشغول است مى‌گوید: ” یکی از دلایلی که من اینجا را انتخاب کردم این بود که  دنبال یک دانشگاه کوچک مى‌گشتم، چون به نظر من جو صمیمانه تری دارد. تا به حال که همه چیز خیلی خوب پیش رفته. در واقع از همان لحظه‌ای که شهرم را به مقصد اينجا ترك كردم استاد راهنمايم حمایتم مى‌كند حتی براى سوار شدن به اتوبوس و قطار تا اینجا راهنمايى‌ام كرد. غیر از اين، اينجا برخورد همه بسیار دوستانه است. “

آنچه مریم از آن صحبت مى‌کند نتیجه تلاشهای دانشگاه ماربورگ براى پذیرایی بهتر از محققان خارجى است. مرکز ”خوش آمدگویی“ حتى در پيدا كردن خانه هم به اين افراد كمك مى‌كند. این مرکز هر سال در مراسمى در برلين‌‌، دانشگاهى كه بهترين خدمات را به محققان خارجى ارائه كرده است معرفى مى‌كند. دانشگاه برگزيده  تقديرنامه‌اى دريافت مى‌كند كه در سطح بین المللی ارزش زيادى دارد. دكتر باربارا شلدون Barbara Sheldon یکی از مدیران پروژه ”مركز خوش‌آمد گويى“مى‌گوید :” پژوهشگرانی که از سراسر دنیا مى‌آیند با خود ایده‌های تازه مى‌آورند. روشهای تازه تحقيق از خارج از کشور. حضور اين افراد مراکز پژوهشی ما را غنی‌تر مى‌کند. ما تصمیم داریم مرکز خوش آمد گویی را در زمینه‌های دیگر نیز گسترش دهیم تا از پژوهشگران خارجی که به اینجا مى‌آیند بیشتر حمایت کنیم.“

تانیا لینکه (Tanja Linke) از شرکت تلکوم، در مورد علت همكارى تلكوم با اين پروژه مى‌گويد:” هدف تلکوم از اين سرمایه گذاری بالا بردن استاندارد تحقیق و آموزش در آلمان است. ”مرکز خوش آمدگویی“ در این راه موفق عمل کرده است. ما معتقدیم ظرفيت دانشگاه‌های آلمان بیشتر از اين است‌. البته اين را هم بايد در نظر گرفت كه برخی از دانشگاههای خارجی در این زمینه از ما جلوترند، هر چقدر این حمایت بیشتر باشد نخبگان بیشتری را جذب خواهند شد. “